چرا بعضی ها فکر می کنند، معماری، یعنی نقاشی کشیدن؟
اگر از کسی بپرسید معماری یعنی چه، احتمالا نخستین تصویری که به ذهنش می رسد، معمار پشت میزی است که مداد به دست گرفته و دارد نقش ساختمانی را روی کاغذ می کشد. اما این تصویر چرا اینقدر در ذهن ما ریشه دوانده است؟
دلیلش ساده است: نقاشی و ترسیم، قرنها است که یکی از اصلی ترین ابزار های معمار برای اندیشیدن، طراحی و توضیح ساختمان به شمار میرود. از کلاس های درس معماری گرفته تا اتاق کار حرفهای، معمار با نقشه، برش، نما و اسکیس، چیزی را که هنوز ساخته نشده، روی کاغذ قابل درک می کند. در نظام آموزشی رسمی معماری هم، طراحی به صورت دستی مدت های مدیدی جایگاهی بسیار رفیع داشته است.

برای نمونه اسکیس، یک طراحی سریع و اولیه که معمار با آن، پیش از ورود به نقشه و طراحی دقیق، ایده، فضا یا رابطه ای را روی کاغذ وارسی می کند. به همین دلیل، اسکیس معماری لزوما قرار نیست نقاشی زیبایی باشد. گاهی چند خط ساده می توانند ایده ای را منتقل کنند که پشت آن، ساعت ها فکر درباره فرم، فضا، نور، حرکت و تناسب نهفته است. موزه ی ویکتوریا و آلبرت، در بررسی دفترچه های اسکیس معماران، اسکیس را ابزاری برای ثبت مشاهده، حل مسئله و حتی «فکر کردن» توصیف کرده است.
نمونه های فراوانی از معماران سرشناس نشان می دهند که ارزش یک اسکیس الزاما به ظرافت یا جزئیات نقاشی آن نیست. اسکیس های فرانک گهری اغلب آزاد، سریع و جستجوگر بودند و بخشی از روند شکل گیری زبان فرمی پروژه هایش را تشکیل می دادند. موزه گتی نیز درباره اسکیس های او نشان می دهد که چگونه یک خط اولیه می توانست سرنخ شکل و حرکت ساختمان آینده را در خود داشته باشد.
اما در اینجا یک اشتباه بزرگ رخ می دهد: بعضی ها ابزار معماری را با خود معماری یکی در نظر می گیرند. معمار فقط فرم نمی کشد. او باید درباره ابعاد و تناسبات، عملکرد فضاها، سازه، مصالح، روش ساخت، نور، اقلیم، تاسیسات، ایمنی، هزینه و مقررات تصمیم بگیرد و در حد نقش حرفه ای خود، ارتباط میان این عوامل را درک کند. در کنار این جنبه فنی، معماری یک وجه هنری و زیبایی شناختی هم دارد؛ یعنی معمار با فرم، نور، ماده، تناسب، رنگ، مقیاس و ترکیب فضا می کوشد کیفیتی فراتر از صرفا «قابل ساخت بودن» پدید آورد. یک ساختمان فقط نباید بایستد؛ باید کار کند، برای انسان کاربردی باشد و کیفیت فضایی و زیبایی شناختی داشته باشد.

این نگاه حتی ریشه دیرینه ای دارد. ویتروویوس، نظریه پرداز معماری روم باستان، سه جنبه اساسی برای معماری برمی شمرد: استحکام (firmitas)، کارکرد (utilitas) و زیبایی (venustas) که این مفهوم قرن ها بر اندیشه معماری سایه انداخته است.
پس نقاشی کردن کجای ماجراست؟ نقاشی و اسکیس از ابزارهایی هستند که معمار وقتی تصور، خیال و فکر می کند، با آن ها ایده را آزمایش می نماید و ایده و تصمیمش را قابل رویت می کند. پژوهش های حوزه طراحی معماری نشان داده اند که معماران در مراحل اولیه از اسکیس برای بررسی همزمان مسائل فرمی و عملکردی و سنجش روابط فضایی بهره می برند. اسکیس، نقاشی، نقشه یا مدل، خود ساختمان نیستند؛ آنها وسیله ای هستند برای فکر کردن و ارتباط دادن ایده معماری.
معمار از طراحی برای کشف فرم و فضا، بررسی ایده ها، حل مسئله و ارتباط با کارفرما، مهندس و سازنده استفاده می کند. حتی «خوب کشیدن» هم به تنهایی به معنای «خوب معماری کردن» نیست. ممکن است کسی بتواند ساختمانی فوق العاده زیبا بکشد، اما نتواند فضای مناسبی برای زندگی، نور، تهویه، سازه، هزینه، اقلیم یا نیازهای واقعی کاربران طراحی کند. از سوی دیگر، یک معمار ممکن است برای بیان یک ایده، فقط چند خط ساده بکشد؛ چون هدف اسکیس، خلق یک اثر نقاشی نیست، بلکه فکر کردن از خلال ترسیم است.

جالب تر اینکه این تصور در دوره معاصر حتی پررنگتر هم شده است. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، در برخی جریان های معماری، خود طراحی های معماری به تدریج از یک ابزار برای رسیدن به ساختمان، به یک اثر تصویری مستقل تبدیل شدند؛ گالری ها، نمایشگاه ها و مجموعه داران شروع کردند به نمایش و گردآوری نقاشی ها و ترسیمات معماران. بنابراین وقتی مردم اسکیس های زیبا، رندرها و نقاشی های معماری را می بینند، ممکن است تصور کنند محصول نهایی معماری همان تصویر است؛ در حالی که تصویر فقط بخشی از مسیر است.
معمار نقاشی نمی کشد تا فقط یک بنا و ساختمان زیبا روی کاغذ داشته باشد ، معمار با کشیدن، باید معمارانه طراحی کند تا بتواند ایده، مفهوم و تفکر خود در مورد یک بنا را قابل دیدن کرده و طرح خود را به فضای واقعی و قابل زندگی با قابلیت اجرایی تبدیل کند. در واقع، چیزی که روی کاغذ می بینیم، خود معماری نیست، ردپای فکر معماری است.
منابع:
Victoria and Albert Museum
ScienceDirect
MIT Press
Francis D. K. Ching — Architectural Graphics
University of Chicago
گردآورنده: تورج بقایی اسکویی
سپاس بابت توضیحاتی که در این نوشته ارائه کردید. پیدا کردن مطلبی که بتوان آن را بدون سردرگمی تا انتها دنبال کرد همیشه خوشایند است. نکات به شکل قابل فهم بیان شده بود. امیدوارم فرصت کنید در آینده هم درباره موضوعات مرتبط بنویسید.
با تشکر از همراهی شما